كليد عشق
 

آنگاه كه غرق در خواب غفلت هستم و در درياي كسالت فرو رفته ام بانگ زيبايي از گلدسته هاي ارغواني و زيباي مسجد مي آيد و مرا با خود به سفري دور و دراز مي برد ؛ سفري كه چون غريق نجاتي مرا از اقيانوس بي كران وسوسه هاي شيطان نجات مي دهد. رايحه ي عطر گل هاي بهشتي جهان را معطر مي سازد و حي علي الصلاه مرا مي برد تا باغ پرستو هاي رنگارنگ. اين بانگ زيبا مرا مي برد تا آسمان آبي و زيبايي كه نه كران دارد و نه ستون و خداي تعالي آن را فقط و فقط بر اشرف مخلوقاتش آفريد ؛ بر هماني كه روح در آن دميد و روزي بر او بخشيد. اذان مرا به "نماز شهر" مي برد با اينكه نماز خود دنيايي به عظمت كهكشان هاي بي كران تر از بي كران است. بانگ اذان را كه مي شنوم گويي ملائكه دم گوشم نماز را زنده مي دارند. آري ... گويي آدمي خود جزئي از نماز است و براي يافتن نيمه ي خود به سمت سجاده هاي نماز مي رود.

به پا مي خيزم؛ گويي جهان دارد يك صدا حي علي الصلاه مي گويد دگر بار كلام و كلمه، ثناي نماز را نمي تواند ؛ باز هم غرق سكوت مي شوم. قطرات آب ، حمد خداي گفته و شكر مي كنند كه صرف وضوي مومني شده اند. مسح را كه مي كشم ، گويي بهشت مقابلم مجسم مي شود. به راستي كه عجيب است آدمي و بزرگ است خدايي كه همه چيز را بر آدمي هديه كرد.

سجاده چون سفينه اي است كه مرا دور جهان خواهد چرخاند. سوار سفينه ي سجاده مي شوم و سفرم به سوي خدا دگر بار آغاز مي شود نماز را با حمد و ثنا آغاز مي كنيم و با سلام پايان مي دهيم ؛ پس چه زيباست زندگاني مومني كه نماز به پاي مي دارد. به آرامي به سياره ي ركوع نزديك مي شويم و رويش فرود  مي آييم ؛ به راستي آنگاه است كه زندگي بهشت مي شود . دگر بار تسبيح خدا مي گوييم ؛ به راه مي افتيم. اين بار به سياره اي مي رسيم كه مانند زمين خودمان خاكي است ولي برخلاف آن از هر بدي، عاري است و گويا سجده نام دارد. در سجده هم حمد گفته و به پا مي خيزيم ولي هرقدر در سجده بيشتر بماني توفيقت از نماز بيشتر خواهد بود.

نماز چون دفتري است كه يك خط در ميان ركوع و سجده دارد. روز و شب هفده بار به سوي خدا مي رويم و هربار به خودمان بر مي گرديم. آنقدر از خدا دور شده ايم كه بايد از خودمان تا خدا سفر كنيم!

نماز مثال آسماني با ستون نهان است و دريايي بي كران. هر آنقدر كه عظمت اقيانوس نماز را بنگري كراني بر آن نخواهي ديد. سپاس خدايي را سزاست كه آدمي را براي عبوديت آفريد و قرآن را براي هدايت  و نماز را كليد در بهشت.

اي نماز ! اي دريچه ي حُسن و نكويي! آنگونه با من باش تا تركت برايم از مرگ هم سخت تر باشت. اي چون سرو والا و چون آسمان پاك ! مرا تا آنجايي برسان كه خدا را با كل وجودم حس كنم ؛ جايي كه نه در آن بدي هست و نه گناه. اي آنكه تركت خلف شرع باشد! با من باش تا جايي كه روحم با تن من است!

نماز پاك ترين اعمال و زيباترين عبادات و سالم ترين مناجات و ساده ترين احسان هاست. نماز چون كتابي بي نهايت است كه از هر سو آن را بنگري به خيري رسي و از هر جايش آن را بخواني به علمي رسي.

نماز چون عضوي از بدن روح آدمي است و روح تارك الصلاه چون تني بي سر است. همانا كه باغ ايمان پر از درختان سرو گون ثواب و گل هاي احسان است ؛ نماز كليد در باغ ايمان است واگر نباشد نه ايمان هست و نه احسان و نه ثواب. به راستي  كدام مسلمي عظمت مي چشد و خوشي مي بيند كه تارك الصلاه باشد؟

اي نماز! چه پاكي و چه منزه ! چه زيبايي و چه جميل! پس چرا تارك داري!؟

رايحه ي گل هاي داودي مسجد را فراگرفته است و عالم و آدم چون پرستو هاي بهشتي بال بال مي زنند تا بروند به سوي خدا... همه در انتظار اند.  ناگاه بانگ اذان از آدمي عارف مي سازد. نماز جماعت آدمي را به ياد گلستاني مي اندازد كه در آن از رنگي ترين گل ها تا ساده ترين اش همه و همه در حال عبوديت خداي تعالي هستند.

به راستي كه قنوت آدمي را به دنيايي دگر مي برد! چه لحظه ي زيبايي است. ربنا را كه مي گويم ديگر نمي دانم كجايم در آسمان يا زمين ؛ نزد خود يا خدا!!

ركوع! ... چه لحظه ي شيريني است . تو را غرق در درياي معرفت مي گرداند و تو مي داني كه دگر بار مست معرفت الهي خواهي گشت. شيريني ركوع تلخي گناهان را به باد فراموشي مي سپارد. به سجده كه مي روي ، نزد خدا چون شيد نوراني و چون ماه زيبا مي شوي و گويي ستارگان را در جهنم حسد قرار مي دهي.

نماز چون دري به سوي بهشت است. بهشتي كه به جاي شمع و گل و پروانه و خورشيد و ماه ، سعادت و خوشبختي و سرزندگي با خود دارد.

ملائك به سويت مي آيند و بركه ي وجودت را اقيانوس مي كنند تا بروي به سوي خدا و به راستي كه وضو چه لحظه ي دلچسبي است. گويا جهاني دگر بار تو را مي نگرند و خدا نيز به تو خيره شده است. چه صحنه اي دلنشين تر از وضو و چه عبادتي زيبا تر از نماز!

حمد و توحيد همه و همه رايحه زندگي دارد. واي بر مومني كه بوي مرگ داشته باشد و سوي شيطان رفته باشد. كسي با نماز همراه نشد مگر آنكه يزدان بر او بخشيد و لطف رحمت شامل او گرداند.

تشهد ياد آور همان كلمه ايست كه از اول پايش بوديم و بايد مي بوديم و كلمه اي كه قلب را تسكين مي بخشد و زندگاني را بركت. عدل خداوندي را دگر بار سلام گون به ياد مي آوريم و بر همه ي آنان كه در راه نماز زندگي بخشيدند صلوات مي گوييم. پس چه لحظه ي زيبايي است!

الهي! حمد و ثنا تو را سزاست كه مرا آدمي آفريدي و بر من نماز را هديه دادي و با اسلام بر من زندگي بخشيدي. مرا ققنوس وار با نماز همنشين گردان و نگير ز من اين شيرين عبادتت را و مرا مثال همان اميري گردان كه نماز برايش زندگي بود و سجود برايش مستي. مرا چنان گردان كه دوري از نماز برايم به تلخي مرگ براي ظالمان بود.  با اينكه علم بر آن دارم كه از خودم هم به خودم نزديك تري اما چه كنم كه انسانم و گاه آنقدر فراموشت مي كنم كه شيطان را در خود نظاره مي كنم. پس ببخش بنده ات را كه"انك انت التواب!"

همچو موري اندر اين خرمن خوشم                   تا فزون از خويش باري مي كشم

هـان بــگـو لاحـولها انـدر مـكــان               از زبان تنها نه بلك از عيـن جان


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۱۱:۲۴:۱۷ ] [ علي احتشامي زاد ] [ نظرات (0) ]

نماز و نيايش مثل خداجويي از دل و روح ما سرچشمه مي گيرد . به هر كجاي اين كره ي خاكي و پهناور سير و سياحت كنيم ،

    ملت ها بااديان گوناگون و رسومات متفاوت همگي اهل ذكر و نماز مخصوص خود هستند . هيچ جاي دنيا را نمي يابيم كه  مردمش

    از نيايش جدا و از آن بي نياز باشند حتي آن ها كه بت مي پرستند در معابدشان با تمام قد به خاك مي افتند و دعا مي خوانند.!

    در آيين ما نماز پاسخ به نداي فطرت و نياز دل است بنابر اين كساني كه نماز نمي خوانند در واقع جواب رد به خواسته ي باطن

   خويش مي دهند .

     نماز مراسم روحاني و سرود عشقي است كه وقتي با آدابش و با حضور قلب انجام مي گيرد انسان را به آسمان ها عروج مي دهد

    و احساس مي شود كه به محبوب اصلي يعني خداي خوب و مهربان نزديك شده و هم نشين اوست .


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۱۱:۱۹:۲۱ ] [ علي احتشامي زاد ] [ نظرات (0) ]

زيبايي هاي نماز

صداي دلنشيني گوشهايم را نوازش ميكند و سكوت و تنهايي ام را در هم ميشكند بويي به مشامم ميرسد.عصاره عطر اقياقياست كه با گل رز اميخته شده و فرياد دلنشين الله اكبر را با نسيم صبحگاهي به در خانه مردم مي كوبد؛خدا بزرگ است.« حي علي فلاح»بشتابيد به سوي رستگاري.از خواب برمي خيزم به كنار حوض مي روم شناي ماهيان درون حوض مرا به ياد،شستشوي انسان بوسيله ي نماز هاي پنج گانه مي اندازد. چه صداي دلنشيني«لا اله الا الله»معبودي جز او نيست.سجاده ام را باز مي كنم،فريادي از درون،خود را به ديواره هاي وجودم مي كوبد و انگار ديگر تحمل سكوت را ندارد.

مي خواهد بغض سكوتش را بشكند و فرياد بزند و با خداي خويش راز و نياز كند. قنوت چه لحظه زيبايي است. انسان را به ياد ان پرستويي مي اندازد كه سالهاست در فراغش

به افق نظاره ميكند. و من در بي كسي هايم تنها نام مقدس تو را زمزمه ميكنم چون تو تنها كسي هستي كه در اوج فاصله ها صدايم را ميشنوي. اي ياري دهنده دلهاي نااميد از تو ميخواهم دلم را با نورت روشن سازي ودر هنگام مصيبت ها پناه دل بي كسم باشي.نماز را دوست دارم وقتي كه سر بر سجده ميگذارم ودر مقابل مقام بلند تو حاجتم را ميخواهم وقتي كه سجده ميكنم ميخواهم ساخته شدن وجودم از خاك را به ياد آورم و همچنين از نعمت هاي بي كران خداوند تشكر كنم.وقتي نماز ميخوانم به كرانه هاي آسمان ميرسم،به اعلاء و به عروج ميرسم نماز لحظه ي زيبايي است. آري چه زيباست زماني كه فرشتگان در زمان خواندن تو را همراهي ميكنند و آن نور و درخششي كه در چهره ي ما پديدار مي گردد.فرشتگان را ببين در دستهايشان قلم هايي است كه ثواب نماز را مي نويسند قلم هايشان از جنس انوار الهي است. انسان با نماز به شناخت حقيقي خدا مي رسد. و چه زيباست مرگ در حال نماز.


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۱۱:۱۸:۲۷ ] [ علي احتشامي زاد ] [ نظرات (0) ]

 

به نام آن خدايي كه نام او راحت روح است وپيغام او مفتاح الفتوح وسلام او در وقت صباح مومنان را صبوح است وذكر او مرحم دل مجروح است ومهر اوبلا نشينان را كشتي نوح است.

خدايا چه يافت آن كه تو را گم كرد وچه گم كرد آن كه تورا يافت.

زندگي بي ياد خدا تاريك است وانسان بدون تكيه گاه هراسان. هركس در دنيا به چيزي دل مي بنددواميدوار مي شود وتكيه ميكند اما خدا شناسان ويكتا پرستان دل به خدا ميبندند واورا كه تكيه گاهي پر توان است الهام بخش خويش قرار ميدهند.انسان براي اينكه بتواند به زندگي ادامه دهد، نياز به آب وغذا وكلسيم و....داردولي انسانها براي اينكه روحشان نيز بتواند به زندگي ادامه دهد نيازمند چيزهايي هستند وآن چيزها ويا بهتر بگويم آن چيز ياد خداست كه مي تواند به انسان آرامش خاطر دهد.وهمان طور كه در قرآن نيز اشاره شده است الا بذكرالله تطمئن القلوب با ياد خدا دلها آرام گيرد. و اين امر زماني مي تواند به خوبي جواب دهد كه كشتي روح انسان در درياي متلاطم  وخروشان زندگي در حال متلاشي شدن است . وفقط خداو ياد خداست كه مي تواند ادمي را از غرق شدن ونابودي  ونا اميدي نجات دهد وبه او آرامش خاطر دهد .

در واقع ياد خدا ويا همان نماز ريسماني است كه آدمي را به اوج آسمانها ميبرد وانسان را به خدا نزديكتر ميكند وارامشي عجيب در روح وروان او به وجود مي اورد وبه غير از اين نكته نماز عبادتي است كه امامان معصوم ما وپيامبر(ص) به آن بسيار سفارش كرده اند وقبولي كارهاي خوب انسان را در قبولي نماز او خوانده اند وهمچنين بيان كرده اند كه در روز قيامت به اولين چيزي كه رسيدگي ميشود نماز است .

پيامبر (ص) پس با اين همه تاكيد ها بايد دانست كه نماز پناه بي پناهان ، راز ونياز صالحان ، سنگر دردمندان ، گلستان روح افزاي عاشقان، وعبادت مخصوصي است كه براي پرستش خدا وراز ونياز با او همچنين سرود پاكي ويكتا پرستي وتوحيد است .انسان بايد در همه ي دوران ها به ياد خدا باشد واز خدا وند ياد كند همان گونه كه خداوند عزوجل هميشه ودر همه حال به ياد ماست واز ما غافل نمي شود و اين ياد او فايده هاي دارد كه اصلي ترين آن اين است كه با يك تير چند نشان زده ايم . اول اين كه به آرامش رسيده ايم ، دوم به فرموده ي مولا علي نماز گناهان را مانند ريزش برگ درختان فرو ميريزد و....

مخلوقات بايد بداند كه نبايد در چنين كار بزرگي سستي كنند واز آن چيزي بكاهند زيرا انسان تا جوان وشاداب است مانند درختي تازه است كه شكوفه داده ولي وقتي پير شد ، مي شود همان درخت در فصل زمستان كه ديگر نه شكوفه اي دارد ونه برگي وچوب خشكي است كه هيچ جلوه وزيبايي ندارد. به قول خواجه عبدالله انصاري:

در جواني مستي ، در پيري سستي پس كي خدا پرستي؟

همچنين بايد توجه داشت كه ياد خدا ونماز مانند اسلحه اي كوبنده  عمل ميكند كه خصم انسان را از ريشه نابود ميكند وهمچنين پايه دين نبوي پيامبر اسلام نيز همين نماز است.

ارزنده ترين گوهر مقصود نماز است                     زيبنده ترين هديه به معبود نماز است

كوبنده ترين اسلحه ي مكتب توحيد                        كز ريشه كند خصم تو نابود نماز است

گفتم به خدا پايه ي دين نبوي چيست                      فرياد بر اورد وبفرمود نماز است

به راستي كه چه زيباست نماز وزيبا تر از آن اين است كه مايه ي آرامش روح وروان ميشود وانسان را به آرامش عجيب ميرساند .وبيهوده نيست كه امام سجاد (ع) مي فرمايند : خدايا من در دنيا چيزي را دارم كه تو در عرش كبريايي خود نداري وان اين است كه من چون تويي دارم وتوچون خودي را نداري.

راستي اين جمله يعني چه ؟يعني اينكه خدا را داشتن وبه واسطه ي نماز ياد او كردن ودل را تسكين دادن وررا به آرامش رساندن. پساي انسان ها هميشه به ياد خدا باشيد وزندگي خود را وقف رسيدن او كنيد زيرا امامان ما نيز اين گونه بودند واين گونه زندگي مي كردند


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۱۱:۱۷:۳۲ ] [ علي احتشامي زاد ] [ نظرات (0) ]

چگونه نماز بخوانيم؟

حماد بن عيسي گفت : در محضر امام صادق عليه السّلام بودم، به من فرمود: آيا مي تواني نماز را خوب بخواني ؟ عرض كردم : چگونه نمي توانم و حال آنكه كتاب حريز را كه درباره نماز نوشته شده است ، از حفظ دارم . حضرت فرمود: براي تو ضرر ندارد، برخيز و نمازي بخوان تا من ببينم كه چگونه مي خواني .

حسب الامر حضرت رو به قبله ايستادم و شروع به خواندن نماز كردم . تمام نماز را از نظر ركوع و سجود به جاي آوردم ، اما حضرت آن را نپسنديد و فرمود: نماز را خوب نخواندي . واقعا چقدر زشت است براي مردي كه شصت هفتاد سال از عمرش مي گذرد و حال آنكه نمي تواند يك نماز كامل با مراعات حدود كامله آن بخواند. من خجالت كشيدم و خود را كوچك ديدم .

عرض كردم : فدايت شوم ، شما نماز را به من تعليم دهيد. پس ، امام عليه السّلام رو به قبله راست ايستادند و دستهاي خود را آزاد گذاردند و انگشتهاي دست آن حضرت به هم گذارده شده بود و مابين دو قدم آن حضرت از سه انگشت باز، و بيشتر فاصله نداشت و انگشتهاي پاي خود را رو به قبله كردند و تا آخر نماز هم رو به قبله بود و با تواضع و حضور قلب گفتند: اللّه اكبر و سوره حمد و توحيد را با ترتيل (به آرامي و خوبي) خواندند و بعد از تمام شدن سوره توحيد، به قدر يك نفس كشيدن صبر كردند. بعد دست خود را بلند كرده تا مقابل صورت بردند و در حالي كه ايستاده بودند گفتند: اللّه اكبر و پس از آن به ركوع رفتند و كف دست را به سر زانو گرفتند. انگشتان آن حضرت از هم باز بود. زانو را به عقب دادند، چنانكه پا راست شد و پشت آن حضرت طوري مساوي شد كه قطره آبي بر آن مي گذاشتند، به هيچ طرفي نمي ريخت . گردن خود را كشيده و سر به زير نينداختند و چشم را بر هم گذاردند و سه مرتبه به آرامي گفتند: سبحان ربّي العظيم و بحمده.

بعد راست ايستادند و چون خوب ايستادند، گفتند: سمع اللّه لمن حمده و در همان حال كه ايستاده بودند، دست را تا مقابل صورت خود بلند كردند و گفتند: اللّه اكبر و بعد به سجده رفتند. دو كف دست را پيش ‍ زانوها، مقابل صورت خود بر زمين گذاردند و انگشتان آن حضرت به هم گذارده شده بود. سه مرتبه گفتند: سبحان ربّي الاعلي و بحمده . اعضاي بدن خود را از يكديگر باز گرفته و بر هم نگذارده بودند (در حال سجده دست را به بدن نچسبانيده و بدن را بر پا نگذارده بودند) و بر هشت موضع بدن خود كه به زمين گذارده بودند، سجده كردند كه پيشاني و دو كف دست و دو سر زانو و دو سر انگشت بزرگ پا و سر بيني باشد.

بعد از نماز فرمودند: گذاردن هفت موضع در وقت سجده به روي زمين واجب است كه پيشاني و دو كف دست و دو سر زانو و دو سر انگشت بزرگ پا باشد. و اما گذاردن بيني بر زمين سنت (مستحب) است و آنها همان مواضع است كه خدا در قرآن فرموده است : و انّ المساجد للّه فلا تدعوا مع اللّه احدا و مسجدها از آن خداست و با وجود خداي يكتا كسي را به خدايي مخوانيد. پس از آن سر از سجده برداشتند و وقتي نشستند گفتند: اللّه اكبر و به ران چپ نشسته ، پشت پاي راست را بر كف پاي چپ گذاردند و گفتند استغفر اللّه ربّي و اتوب اليه و دوباره در حالي كه نشسته بودند. گفتند: اللّه اكبر و بعد به سجده دوم رفتند و مانند سجده اول ، سجده دوم را تمام كردند. و در ركوع و سجود هيچ يك از اعضاي بدن را بر يكديگر نگذارده بودند و موقع سجده آرنج دست خود را باز نگاه داشته و به زمين نگذارده بودند. در حال تشهّد خواندن ، انگشتان دست آن حضرت از يكديگر باز بود و به اين كيفيّت دو ركعت نماز خواندند و چون از تشهّد فارغ شدند، فرمودند: اي حماد، اين چنين نماز بخوان.

 


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۱۱:۱۵:۵۸ ] [ علي احتشامي زاد ] [ نظرات (0) ]

ياد خدا آرامش جان  

كم كم موذن اذان عشق را در گوش آسمان زمزمه مي كند. چه زيباست نداي الله اكبر !!! چه زيباست ندايي كه عظمت حق را بر دلم مي نشاند !! و وسوسه هاي شيطان را از دلم مي رهاند خويشتن را براي نماز آماده مي كنم. بانگ الله اكبر كه سر مي دهد ستون قلبم از بزرگي ياد خدا مي لرزد و ندايي از درون مرا مي خواند« الا بذكر الله تظمئين القلوب» و مي گوي كه بايد خوشتن را براي نماز آماده سازم .

نماز! آري واژه ي نماز كه مي شنوم پيمانه وجودم از لطف و رحمت حق لبريز مي شود و غنچه هاي وصل در باب وجودم شكوفا مي شود. چرا كه پيام معنوي و عرفاني نماز ايجاد مشق در سالكان و عارفان و عاشقان است، نماز ميقات عابدان و نور ديده ي اهل يقين است. نماز چشمه جوشان و زلال توحيد و معرفت است و نماز وسيله ي عروج انسان به معراج است نماز نردبان ترقي انسان و كلاس خداشناسي و وسيله ي كمال انسان است .

خوف از خدا

وقتي به نماز مي ايستم با شنيدن گل اميد همچون خنده اي بر جانم مي نشيند و با شنيدن  گناهانم بريم تداعي مي شوند و اشك خوف از چشمانم مي بارد پس به نماز بر مي خيزم و در ميان اميد و خوف مي ايستم و تكبيره الاحرام مي گويم و شمرده قرائت مي كنم و به خشوع و خضوع ركوع و سجده مي كنم و به اخلاص نماز را تمام مي كنم و نمي دانم كه نمازم مورد قبول حق تعالي قرار گرفته يا نه!

بندگي و عروج

     هنگامي كه پا به دنياي خاكي ات گذاشتم طنين الله اكبر وجودم را سرشار از حضورت كرد. درگوشم اذان و اقامه سرودند و مهر بندگي به پيشاني ام خورد. مهري كه در بين افلاكيان آبرويم داد. من وجودم هر روز سبزتر و سبزتر مي شد و از ساقه هاي اميد بلاتر و بالاتر مي رفت. آن لحظه فواره هاي ذهنم به نهايت مي انديشيد و افق نگاهم فقط تو بودي. مي خواستم در طلبت آسمان و زمين را جستجو كنم تا با سوز و گذاز پروانه اي وجودم را در طواف اتشت قرباني كنم. بال هايم را بسوزانم تا بندگي ام را اثبات كنم و همان جا در كنار تو جان بسپارم. فقط وصال مي خواستم بي آنكه فكر كنم تب جدايي تشنگي و عظمت و شيريني وصال را چندين برابر مي كند.  تار و پود وجودم در پي ات كلافه وار به من پيچيده بود. به هر دري مي زدم تا تو را بيابم و در كوچه پس كوچه هاي زندگي پا مي نهادم فقط به اميد ديدارت. روز و شب مي ناليدم و در اشك غوطه ور خوابم مي برد. كم كم داشتم نااميد مي شدم كه مردي از جنس بلور با حرفهايي آيينه اي راه را به من نشان داد از او ياد گرفتم كه عروج يعني نمازو نماز يعني عروج.

وقتي وارد مسجد مي شوم نور ايمان در دلم تابيدن مي گيرد و شوق وصل سراسر وجودم را فرا مي گيرد دلم را از هر قيد و بندي به طرف آسمان رحمت الهي پرواز مي دهد تا حرم امن الهي شود چرا كه خداوند خود وعده داده است كه در قلب شكسته و در دل انسانهاي خاضع و خاشع خود جاي دارد دستانم را همچون مناره ها و گلدسته هاي منور مسجد رو به آسمان بلند مي كنم و به بالهاي فرشتگان پيوند مي زنم تا مرا با خود به نور و روشنايي هستي ببرند .

 وقتي به نماز مي ايستم خود را غرق در درياي لطف و مرحمت و كرامت الهي مي بينم و حوض كوچك دلم لبريز از باران وجود و احسان خداوند مي شود و سراچه قلبم منور از نور و حق مي گردد. آنگاه كه در لحظه هاي تنهايي و بي كسي شكوفه نام خداوند از لبانم ميترواند و از خويش رها مي شوم و هاله اي از عشق و روشنايي وجودم را فرا مي گيرد .

چه زيباست لحظه ي نجواي با حق، چه زيباست لحظه سبز رهايي از خويشتن و به خدا پيوستن معتقدم كه حديث زيباي پيامبر اكرم (ص) كهاز زيبايي وجود حق تعالي به زيبايي وجود عاشقانه خود پي ببرم. چه زيباست سر نهادن بر خاك عشق و بندگي و غرق درياي حق شدن، چه زيباست اشكهايي كه از فرط گناه و معصيت از گوشه ديدگانم، قطره قطره خود را بر سجاده ي زيباي معرفت و عشق الهي مي ريزم تا به درياي جوشان حق برسند و چه زيباست ثانيه هايي كه دل با نام و ياد خدا آرام مي گيرد .

نياز به خدا

الهي بانگ انشاي اذانت مرا از گلدسته هاي عشق و معرفت به سوي سجاده هايي از راز و نياز مي كشاند تا لحظه اي تاريكي و گمراهي را بگذرانم و صراط مستقيم را برگزينم و تو را به وحدانيت و يگانگي تسبيح گويم زيرا كه اين آيه شريفه و دلنشينت مرا به تسبيح وا مي دارد كه از درگاهت عاجزانه بخواهم كه حسنات و نيكي دنيا و آخرت را عطايم فرمايي و رهايي از آتش دوزخ  را نصيبم گرداني.


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۱۱:۰۹:۳۳ ] [ علي احتشامي زاد ] [ نظرات (0) ]

* رسول الله صلّي الله عليه و آله: «انّ عمود الدّين الصّلاه و هي اوّل ماينظر فيه من عمل ابن آدم فإن صحّت نظر في عمله و ان لم تصحّ لم‏تنظر في بقيه عمله».۱
همانا نماز ستون دين و اولين كردار انسان است كه (در قيامت) مورد بررسي قرار مي‏گيرد؛ پس اگر پذيرفته شد ساير اعمال نيز بررسي مي‏شود و... * رسول الله صلّي الله عليه و آله: «انّ عمود الدّين الصّلاه و هي اوّل ماينظر فيه من عمل ابن آدم فإن صحّت نظر في عمله و ان لم تصحّ لم‏تنظر في بقيه عمله».۱
همانا نماز ستون دين و اولين كردار انسان است كه (در قيامت) مورد بررسي قرار مي‏گيرد؛ پس اگر پذيرفته شد ساير اعمال نيز بررسي مي‏شود و اگر پذيرفته نشد به ساير اعمال نيز رسيدگي نمي‏شود.
* رسول الله (ص): «اوّل ما يحاسب به يوم القيامه الصلاه فمن أجاب فقد سهل عليه مابعده و من لم‏يجب فقد اشتدّ مابعده».۲ 
در روز رستاخيز، نخستين پرسشي كه از انسان مي‏شود نمازاست . اگر پاسخ دهد براو آسان مي‏گيرند ولي اگر پاسخي ندهد براو سخت خواهندگرفت .
* رسول الله (ص): «صلّوا صلاتكم في اوّل وقتكم فانّ الله عزّوجلّ يضاعف لكم».۳ 
نماز را در اول وقت بخوانيد تا خداوند پاداش شما را دو برابر كند.
* رسول الله (ص): «من صلّي ركعتين و لم‏يحدّث فيهما نفسه بشي‏ء من امور الدّنيا غفرالله ذنوبه».۴
هركس دو ركعت نماز به جاآورد و در انديشه امور دنيايي نباشد خداوند گناهانش را مي‏بخشايد.
* رسول الله (ص): «لاينال شفاعتي من استخفّ بصلاته و لايرد عليّ الحوض لا واللّه».۵
كسي كه نمازش را كوچك بشمارد به خدا سوگند از شفاعت من برخوردار نمي‏شود و در حوض (كوثر) بر من وارد نمي‏گردد.
* امام علي عليه السلام: «ليس عمل أحبّ الي اللّه عزّوجلّ من الصلاه فلا يشغلنّكم عن اوقاتها شي‏ء من أمور الدّنيا».۶
هيچ كرداري نزد خداوند دوست داشتني‏تر از نماز نيست. مبادا امور دنيايي شما را از نماز اول وقت باز دارد.
* امام علي (ع): «لو يعلم المصلّي مايغشاه من جلال اللّه ماسرّه أن‏يرفع رأسه من سجوده».۷
اگر نماز گزار مي‏فهميد كه شوكت و شكوه خداوند چگونه او را در بر گرفته، هرگز دوست نمي‏داشت كه سرش را از سجده بلند كند.
* امام صادق (ع): «عليك بالصلاه فإن ّ آخرما أوصي به رسول الله - (ص) - و حثّ عليه الصّلاه».۸ 
نماز را پاس بدار زيرا آخرين سفارشي كه پيامبر(ص) كرد و بر آن ترغيب نمود نماز بود.
* امام صادق (ع): «أحبّ الأعمال الي الله عزّو جلّ الصلاه و هي آخر وصايا الأنبياء ـ عليهم‏السلام ـ».۹ 
نماز دوست داشتني ترين كارها نزد خداوند و آخرين سفارش پيامبران است.
* امام صادق (ع): «أحبّ العباد الي الله عزّو جلّ رجل صدوق في حديثه محافظ علي صلاته».۱۰
بهترين بندگان نزد خداوند انسان راستگويي است كه نمازش را پاس مي‏دارد.
* امام صادق (ع): «ركعتان يصلّيهما متعطّر أفضل من سبعين ركعه يصلّيها غيرمتعطّر.۱۱
دو ركعت نماز با عطر زدن برتر از هفتاد ركعت نماز بدون استفاده از عطر است.
* امام صادق (ع): «من صلي صلاه فريضه و عقّب الي أخري فهو ضيف اللّه و حقّ علي اللّه ان يكرم ضيفه».۱۲
هركس نماز واجبي را بخواند و در پي آن نماز ديگري را، نافله به جا آورد، پس او مهمان خداست و خداوند بر خود واجب نموده كه مهمان خويش را گرامي بدارد.
* عنهم عليهم‏السلام: «صلاه ركعتين بتدبّر خير من قيام ليله و القلب ساه».۱۳
دو ركعت نماز با انديشيدن و تأمل بهتر از شب زنده‏داري با قلب غافل است.
________________________________________
۱) تهذيب ؛ ج ۲ ، ص ۲۳۷ ، ح ۹۳۶. 
۲) ۲) جامع الاخبار،ص ۱۸۴،ح ۴۵۰ . 
۳) معجم الكبير،ج ۱۷، ص ۳۷۰ ،ح ۱۰۱۳. 
۴) ۴) عوالي اللآلي،ج ۱ ص ۳۲۲ ،ح ۵۹. 
۵) كافي، ج ۶ ،ص ۴۰۰ ، ح ۱۹. 
۶) ۶) خصال ، ص ۶۲۱ ، ح ۱۰. 
۷) خصال، ص ۶۳۲،ح ۱۰ . 
۸) ۸) قرب الاسناد، ص ۳۶،ح ۱۱۸. 
۹) كافي ،ج ۳ ،ص ۲۶۴،ح ۲. 
۱۰) ۱۰) امالي صدوق ص ۲۴۳، ح ۸. 
۱۱) ثواب الاعمال ،ص ۶۲،ح ۱. 
۱۲) ۱۲)كافي،ج ۳ ،ص ۳۴۱ ح ۳. 
۱۳) عده الداعي،۱۶۸.


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۱۱:۰۶:۰۰ ] [ علي احتشامي زاد ] [ نظرات (0) ]

 

چرا بايد نماز بخوانيم؟چرا بايد خدا را عبادت كنيم؟ و چرا اين عبادت حتما بايد بصورت نماز باشد؟ مگر نماز چه ويژگي‌هايي دارد؟

 

نماز و اسرار تربيتي آن


• نماز موجب ياد خداست:

ياد خدا بهترين وسيله براي خويشتن داري و كنترل غرايز سركش و جلوگيري از روح طغيان است. «نمازگزار» همواره به ياد خدا مي‏باشد، خدايي كه از تمام كارهاي كوچك و بزرگ ما آگاه است، خدايي كه از آنچه در زواياي روان ما وجود دارد و يا از انديشه ما مي‏گذارد، مطلع و باخبر است و كمترين اثر ياد خدا اين است كه به خودكامگي انسان و هوسهاي وي اعتدال مي‏بخشد، چنان كه غفلت از ياد خدا و بي خبري از پاداشها و كيفرهاي او، موجب تيرگي عقل و خرد و كم فروغي آن مي‏شود.

 

انسان غافل از خدا در عاقبت اعمال و كردار خود نمي‏انديشد و براي ارضاي تمايلات و غرايز سركش خود حد و مرزي را نمي‏شناسد و اين نماز است كه او را در شبانه روز پنج بار به ياد خدا مي‏اندازد و تيرگي غفلت را از روح و روانش پاك مي‏سازد.

 

به راستي، انسان كه پايه حكومت غرايز در كانون وجود او مستحكم است، بهترين راه براي كنترل غرايز و خواستهاي مرزنشناس او همان ياد خدا، ياد كيفرهاي خطاكاران و حسابهاي دقيق و اشتباه‏ناپذير آن مي‏باشد. از اين نظر قرآن يكي از اسرار نماز را ياد خدا معرفي مي‏كند: «اقم الصلوة لذكري؛ نماز را براي ياد من بپادار!» (1)

 

• دوري از گناه:

نمازگزار ناچار است كه براي صحت و قبولي نماز خود از بسياري از گناهان اجتناب ورزد؛ مثلا، يكي از شرايط نماز مشروع بودن و مباح بودن تمام وسايلي است كه درآن به كار مي‏رود، مانند آب وضو و غسل، جامه‏اي كه با آن نماز مي‏گزارد و مكان نمازگزار، اين موضوع سبب مي‏شود كه گرد حرام نرود و در كار و كسب خود از هر نوع حرام اجتناب نمايد؛ زيرا بسيار مشكل است كه يك فرد تنها در امور مربوط به نماز به حلال بودن آنها مقيد شود و در موارد ديگر بي پروا باشد.

گويا آيه زير به همين نكته اشاره مي‏كند و مي‏فرمايد: «ان الصلوة تنهي عن الفحشأ و المنكر؛ كه نماز (انسان را) از زشتيها و گناه باز مي‏دارد.» (2)

 

بالاخص اگر نمازگزار متوجه باشد كه شرط قبولي نماز در پيشگاه خداوند اين است كه نمازگزار زكات و حقوق مستمندان را بپردازد؛ غيبت نكند؛ از تكبر و حسد بپرهيزد؛ از مشروبات الكلي اجتناب نمايد و با حضور قلب و توجه و نيت پاك به درگاه خدا رو آورد و به اين ترتيب نمازگزار حقيقي ناگزير است تمام اين امور را رعايت كند. روي همين جهات، پيامبر گرامي ما(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) مي‏فرمايد: نماز چون نهر آب صافي است كه انسان خود را در آن شست و شو دهد، هرگز بدن او آلوده و كثيف نمي‏شود. همچنين كسي كه در شبانه روز پنج مرتبه نماز بخواندو قلب خود را در اين چشمه صاف معنوي شست و شو دهد، هرگز آلودگي گناه بر دل و جان او نمي‏نشيند.

 

آثار فردي و تربيتي نماز به آنچه كه گفته شد منحصر نيست؛ ولي اين نمونه  مي‏تواند نشانه كوچكي از اسرار بزرگ اين عبادت بزرگ اسلامي باشد.

 

• نظافت و بهداشت:

از آنجا كه نمازگزار در برخي از مواقع همه بدن را بايد به عنوان «غسل» بشويد و معمولا در شبانه روز چند بار وضو بگيرد و پيش از غسل و وضو تمام بدن خود را از هر نوع كثافت و آلودگي پاك سازد؛ ناچار يك فرد تميز و نظيف خواهد بود. از اين نظر نماز به بهداشت و موضوع نظافت كه يك امر حياتي است كمك مي‏كند.

 

• انضباط و وقت‏ شناسي:

نمازهاي اسلامي هر كدام براي خود وقت مخصوص و معيني دارد و فرد نمازگزار بايد نمازهاي خود را در آن اوقات بخواند، لذا اين عبادت اسلامي به انضباط و وقت‏شناسي كمك مؤثري مي‏كند.

 

بالاخص كه نمازگزار بايد براي اداي فريضه صبح پيش از طلوع آفتاب از خواب برخيزد، طبعا يك چنين فردي گذشته از اين كه از هواي پاك و نسيم صبحگاهان استفاده مي‏نمايد، به موقع فعاليتهاي مثبت زندگي را آغاز مي‏كند.

 

آثار فردي و تربيتي نماز به آنچه كه گفته شد منحصر نيست؛ ولي اين نمونه مي‏تواند نشانه اسرار بزرگ اين عبادت بزرگ اسلامي باشد.

 

منبع:iran-forum.ir


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۱۰:۵۷:۳۵ ] [ علي احتشامي زاد ] [ نظرات (0) ]

 

چرا بايد نماز بخوانيم؟چرا بايد خدا را عبادت كنيم؟ و چرا اين عبادت حتما بايد بصورت نماز باشد؟ مگر نماز چه ويژگي‌هايي دارد؟

 

نماز و اسرار تربيتي آن


• نماز موجب ياد خداست:

ياد خدا بهترين وسيله براي خويشتن داري و كنترل غرايز سركش و جلوگيري از روح طغيان است. «نمازگزار» همواره به ياد خدا مي‏باشد، خدايي كه از تمام كارهاي كوچك و بزرگ ما آگاه است، خدايي كه از آنچه در زواياي روان ما وجود دارد و يا از انديشه ما مي‏گذارد، مطلع و باخبر است و كمترين اثر ياد خدا اين است كه به خودكامگي انسان و هوسهاي وي اعتدال مي‏بخشد، چنان كه غفلت از ياد خدا و بي خبري از پاداشها و كيفرهاي او، موجب تيرگي عقل و خرد و كم فروغي آن مي‏شود.

 

انسان غافل از خدا در عاقبت اعمال و كردار خود نمي‏انديشد و براي ارضاي تمايلات و غرايز سركش خود حد و مرزي را نمي‏شناسد و اين نماز است كه او را در شبانه روز پنج بار به ياد خدا مي‏اندازد و تيرگي غفلت را از روح و روانش پاك مي‏سازد.

 

به راستي، انسان كه پايه حكومت غرايز در كانون وجود او مستحكم است، بهترين راه براي كنترل غرايز و خواستهاي مرزنشناس او همان ياد خدا، ياد كيفرهاي خطاكاران و حسابهاي دقيق و اشتباه‏ناپذير آن مي‏باشد. از اين نظر قرآن يكي از اسرار نماز را ياد خدا معرفي مي‏كند: «اقم الصلوة لذكري؛ نماز را براي ياد من بپادار!» (1)

 

• دوري از گناه:

نمازگزار ناچار است كه براي صحت و قبولي نماز خود از بسياري از گناهان اجتناب ورزد؛ مثلا، يكي از شرايط نماز مشروع بودن و مباح بودن تمام وسايلي است كه درآن به كار مي‏رود، مانند آب وضو و غسل، جامه‏اي كه با آن نماز مي‏گزارد و مكان نمازگزار، اين موضوع سبب مي‏شود كه گرد حرام نرود و در كار و كسب خود از هر نوع حرام اجتناب نمايد؛ زيرا بسيار مشكل است كه يك فرد تنها در امور مربوط به نماز به حلال بودن آنها مقيد شود و در موارد ديگر بي پروا باشد.

گويا آيه زير به همين نكته اشاره مي‏كند و مي‏فرمايد: «ان الصلوة تنهي عن الفحشأ و المنكر؛ كه نماز (انسان را) از زشتيها و گناه باز مي‏دارد.» (2)

 

بالاخص اگر نمازگزار متوجه باشد كه شرط قبولي نماز در پيشگاه خداوند اين است كه نمازگزار زكات و حقوق مستمندان را بپردازد؛ غيبت نكند؛ از تكبر و حسد بپرهيزد؛ از مشروبات الكلي اجتناب نمايد و با حضور قلب و توجه و نيت پاك به درگاه خدا رو آورد و به اين ترتيب نمازگزار حقيقي ناگزير است تمام اين امور را رعايت كند. روي همين جهات، پيامبر گرامي ما(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) مي‏فرمايد: نماز چون نهر آب صافي است كه انسان خود را در آن شست و شو دهد، هرگز بدن او آلوده و كثيف نمي‏شود. همچنين كسي كه در شبانه روز پنج مرتبه نماز بخواندو قلب خود را در اين چشمه صاف معنوي شست و شو دهد، هرگز آلودگي گناه بر دل و جان او نمي‏نشيند.

 

آثار فردي و تربيتي نماز به آنچه كه گفته شد منحصر نيست؛ ولي اين نمونه  مي‏تواند نشانه كوچكي از اسرار بزرگ اين عبادت بزرگ اسلامي باشد.

 

• نظافت و بهداشت:

از آنجا كه نمازگزار در برخي از مواقع همه بدن را بايد به عنوان «غسل» بشويد و معمولا در شبانه روز چند بار وضو بگيرد و پيش از غسل و وضو تمام بدن خود را از هر نوع كثافت و آلودگي پاك سازد؛ ناچار يك فرد تميز و نظيف خواهد بود. از اين نظر نماز به بهداشت و موضوع نظافت كه يك امر حياتي است كمك مي‏كند.

 

• انضباط و وقت‏ شناسي:

نمازهاي اسلامي هر كدام براي خود وقت مخصوص و معيني دارد و فرد نمازگزار بايد نمازهاي خود را در آن اوقات بخواند، لذا اين عبادت اسلامي به انضباط و وقت‏شناسي كمك مؤثري مي‏كند.

 

بالاخص كه نمازگزار بايد براي اداي فريضه صبح پيش از طلوع آفتاب از خواب برخيزد، طبعا يك چنين فردي گذشته از اين كه از هواي پاك و نسيم صبحگاهان استفاده مي‏نمايد، به موقع فعاليتهاي مثبت زندگي را آغاز مي‏كند.

 

آثار فردي و تربيتي نماز به آنچه كه گفته شد منحصر نيست؛ ولي اين نمونه مي‏تواند نشانه اسرار بزرگ اين عبادت بزرگ اسلامي باشد.

 

منبع:iran-forum.ir


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۱۰:۵۷:۲۹ ] [ علي احتشامي زاد ] [ نظرات (0) ]
صداي دلنشيني گوشهايم را نوازش ميكند و سكوت و تنهايي ام را در هم ميشكند بويي به مشامم ميرسد.عصاره عطر اقياقياست كه با گل رز اميخته شده و فرياد دلنشين الله اكبر را با نسيم صبحگاهي به در خانه مردم مي كوبد؛خدا بزرگ است.« حي علي فلاح»بشتابيد به سوي رستگاري.از خواب برمي خيزم به كنار حوض مي روم شناي ماهيان درون حوض مرا به ياد،شستشوي انسان بوسيله ي نماز هاي پنج گانه مي اندازد. چه صداي دلنشيني«لا اله الا الله»معبودي جز او نيست.سجاده ام را باز مي كنم،فريادي از درون،خود را به ديواره هاي وجودم مي كوبد و انگار ديگر تحمل سكوت را ندارد.

مي خواهد بغض سكوتش را بشكند و فرياد بزند و با خداي خويش راز و نياز كند. قنوت چه لحظه زيبايي است. انسان را به ياد ان پرستويي مي اندازد كه سالهاست در فراغش به افق نظاره ميكند. و من در بي كسي هايم تنها نام مقدس تو را زمزمه ميكنم چون تو تنها كسي هستي كه در اوج فاصله ها صدايم را ميشنوي. اي ياري دهنده دلهاي نااميد از تو ميخواهم دلم را با نورت روشن سازي ودر هنگام مصيبت ها پناه دل بي كسم باشي.نماز را دوست دارم وقتي كه سر بر سجده ميگذارم ودر مقابل مقام بلند تو حاجتم را ميخواهم وقتي كه سجده ميكنم ميخواهم ساخته شدن وجودم از خاك را به ياد آورم و همچنين از نعمت هاي بي كران خداوند تشكر كنم.وقتي نماز ميخوانم به كرانه هاي آسمان ميرسم،به اعلاء و به عروج ميرسم نماز لحظه ي زيبايي است. آري چه زيباست زماني كه فرشتگان در زمان خواندن تو را همراهي ميكنند و آن نور و درخششي كه در چهره ي ما پديدار مي گردد.فرشتگان را ببين در دستهايشان قلم هايي است كه ثواب نماز را مي نويسند قلم هايشان از جنس انوار الهي است. انسان با نماز به شناخت حقيقي خدا مي رسد. و چه زيباست مرگ در حال نماز.

منبع:http://www.6090033901.blogfa.com/category/24

 


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۱۰:۵۲:۵۰ ] [ علي احتشامي زاد ] [ نظرات (0) ]


تا روي دلت سوي خرابات نباشد
آگاهيت از سر مناجات نباشد

اي زاهد خودبين، به خدا راه نيابي
تا عاشقيت حاصل اوقات نباشد

جز يار نبيني اگر ديده شود باز
رو ديده بجو حاجت اثبات نباشد

عكس رخ جانان نپذيرد دل تنگت
گر سينه ي تو پاك چو مرآت نباشد

دو صيقل اخلاص، بزن لوح درون را
كاين كار - به تزوير به طامات نباشد

جز نامه ي انسان، كه ز عشقش شده نامي
كس در خور اين فخر و مباهات نباشد

"ايزدي كازروني"


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۱۰:۵۰:۰۸ ] [ علي احتشامي زاد ] [ نظرات (0) ]


پنج وقت آمد نماز اي رهنمون
عاشقان را في صلاه دائمون
نيست ز‘ رغبا” طريق عاشقان
سخت مستسقي است جان صادقان
مي كند طاعات وافعال سني
ليك يك ذره ندارد چاشني
ذوق بايد تا دهد طاعات بر
مغز بايد تا دهد دانه شجر
دانه بي مغز كي گردد نهال
صورت بي جان نباشد جز خيال
خدمت خود را سزا پنداشتي
تولواي جرم از آن افراشتي
ما خلقت الجن و الانس اين بخوان
جز عبادت نيست مقصود از جهان

 


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۱۰:۴۹:۵۵ ] [ علي احتشامي زاد ] [ نظرات (0) ]


نماز است شمع شبستان دل دل بي نماز است بدتر ز گل
نماز است معراج ما خاكيان بر او غبطه ورزند افلاكيان
نماز است آرامش زندگي چه آزادگي بهتر از بندگي
پيمبر چنين كرد اين نغمه ساز مرا نور چشم است اندرنماز
نماز است سر خط آزادگي دواي غم و درد دل مردگي
نماز است چون مه به شبهاي تار نماز است رهبر به كوي نگار
هر آنكس نمازي كند با حضور بگردد سراپاي غرق سرور
به هر حالتي از خدا ياد كن به ياد خدا جان ودل شاد كن


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۱۰:۴۹:۳۸ ] [ علي احتشامي زاد ] [ نظرات (0) ]


هان! كه خداوند بزرگ و اَحَد             خود خبراز روز قيامت دهد

زود شودبرهمه كس آشكار                 راستي وعده ي پروردگار

ديده ي دل باز كن اينك ببين              جلوه ي آيات خدا در زمين

رُشد درختان ز دل دانه ها                 ناز گل و گردش پروانه ها

مرغ شب وزمزمه ي جويبار               ريزش پرهمهمه ي آبشار

اين همه آيات كه بيهوده نيست            غير خدا خالق وفيّاض كيست؟

***

اي بشر امروز بكن فكر خويش           هست تور روز حسابي به پيش

روز مكافت گناه و ثواب                  روز گرفتاري و «يَومُ الحساب»

روز حسابِ بد ونيك همه                 عدل خدا قاضي آن مَحكمه

هركه در آن مَحكمه محكوم شد          خوار سرافكنده ومحروم شد

قسمت او در طبقات حجيم              حسرت و درد است وعذبِ اليم

منزل هر مؤمن نيكو سِرِشت              غرفه ي پر نعمت باغ بهشت

عطر گل وموج خوش نهر ها              برتر از آن قُرب و رضاي خدا

                                                                                            «حِسان»

"برگرفته از كتاب ديني كلاس سوم راهنمايي


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۱۰:۴۹:۲۰ ] [ علي احتشامي زاد ] [ نظرات (0) ]



الهي اي زبان ها از تو گويا               جهاني از فروغت گرم و پويا

به كوه وجنگل وصحراودريا             تويي پيداتر از پيدا خدايا

نهان از چشمي وچشم از تو بينا           فدايت اي همه پنهان وپيدا

خداي آسمان ها و زميني                  الهي تو چه زيبا آفريني

 شكوفا از توشد گل هاي رنگين           مزيّن ازتو شد باغ وبساتين

جهان چون آبشار پرخروشي            تويي سرچشمه ي هرجنب وجوشي

جهان تنها زتو فرمان پذيرد              كه نيرو دائم از فيض تو گيرد

كريمي،دستگيري،بي نيازي               رحيمي،كارسازي،دل نوازي

 تويي از مهربانان مهربان تر               تويي از بهتران والا وبرتر

انيس دل صفاي جان،تويي تو            كريم وغافر ورحمان،تويي تو

الهي جان به نورت زنده تر كن            زبان باياد خود گوينده تر كن

الهي جان من آزاد گردان                  دلم را با وصالت شاد گردان

"برگرفته از كتاب ديني سوم راهنمايي"

 


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۱۰:۴۷:۴۲ ] [ علي احتشامي زاد ] [ نظرات (0) ]
.: Weblog Themes By blog9 :.

درباره وبلاگ

تو هم ميتواني كليد اين عشق را پيدا كني..............
نويسندگان
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 21
دیروز : 1
افراد آنلاین : 1
همه : 2095
آرشيو مطالب
امکانات وب